فحش یکی از اصول ایجاد تعادل در آدمیزاد است. اگر فحش وجود نداشته باشد،بله، آدمی دق می کند. بیشتر از تعداد و نوع فحش هرزبانی می شود از اوضاع مردمی که در یک ناحیه زندگی می کنند سر درآورد و رابطه بین شان را کشف کرد .
زبان فارسی اگر هیچ نداشته باشد «فحش آبدار» زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم؟!

صادق هدایت
***********************************
من گمان می کنم فحش بخشی از فرهنگ فولک یک جامعه است. به ویژه پیرزن ها گنجینه ای بزرگ از این سرمایه ی ملی را در سینه دارند. به طور جد باور دارم اینها باید ثبت و ضبط شوند. مثلا وقتی شما «علویه خانم» صادق هدایت، "شکر تلخ"، "گزنه"و" قلم سرنوشت" جعفر شهری را می خوانید، به انبوهی از فحش های آبدار و آب نکشیده برمی خورید. امروز نقل قولی از مادربزرگ یکی از دوستان شنیدم که فی الواقع انگشت حیرت بر دهان بردم. فصاحت و بلاغت، واج آرایی و همینطور تصویرسازی همگی در اوج است. تو گویی حافظ ثانی است. 

آخه زنیکه کیرکوب‌شده‌یِ کیر کباب خورِ کباده به کون! (به واج آرایی دقت بفرمایید) بگو آخه ننه پابه‌میخ! آخه خندقی! سُرمه نه چِش رو قشنگ می‌کنه، نه کس رو تنگ می‌کنه. این همه پک و پوز و دک و دماغ عین انترت رو عمل می‌کنی، تقه‌زن مایه‌دارتر گیرت بیاد، نمی‌آد که! باز هم همون غربتی‌های دولاب می‌آن دست می‌کشن لات، دو زار می‌ندازن جلو شوهر قرمدنگت.