شاهنامه آخرش خوش است
گفت اوپانیشادها را خواندهای؟
گفتم آری.
گفت ديگر چی؟
گفتم چشمهای زنی را خواندهام که جسد پسرش را در
سپیدهدم تحویل میگرفت !
"رضا براهنی"
.
درودبرشما دوستان خوب من ......بیرون برف است ... یا باران ... یا افتاب ... زیادفرقی نمی کند... تنها چیزی که باید فرق کند... من و تو هستیم ... این ماهستیم که باید برفی یا بارانی یا افتابی باشیم .. درون ما ...
.
اگراز این شهر وکشورراضی نیستی ... اگر از جامعه ناراحتی و سخت نگران ... اگرازاین همه گرانی و فسادو بی اخلاقی و خشونت و بی رحمی و رذالت ومسمومیت درمیان مردم و مسئولان و حکومت دلتنگ و خشمگینی ... ناراحت نشو... درست می شود.....نقل قولی زیبا از چارلی چاپلین است که حتما شنیدی : همیشه آخر همه چیز خوب میشه ...ما توضرب المثل های خودمان هم این را می گوئیم و تکرار می کنیم : همیشه آخرشاهنامه خوش است !...
اگه خوش نشد ...خب ؛ هنوز آخرش نرسیده... ماهم نباید زیاد نا امیدباشیم ..شایدهنوز به اخرش نرسیدیم .. اگررسیدیم درست می شود.
.
خسرو گلسرخی حرف قشنگی دارد ....دیروز سالگرد تولدش بود(13اسفند)...اومی گوید: باید دنبال علل اساسی گشت... معلولها فقط ما را وادار به گلایه میکنند... چنین است که آن چه ما در اطراف خود میبینیم، فقط گلایه است...ودلتنگی ... اما با گلایه و دلتنگی دردی ازاین جامعه حل نمی شود.
.
زمانی شاملو بزرگ در کنایه به سهراب و شعر معروف او "آب را گل نکنیم" گفته بود: وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام می شوند چگونه میشود شاعری نگران آب خوردن یک کبوتر باشد!و سهراب در پاسخ گفته بود: انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی آدم هم میکشد ...!
.
واکنون حکایت مااست ... دراین جامعه که من و تو و دیگران در ان دارند راه می روند... نفس می کشند...و گرفتار مسائل و مشکلات روانی فراوانش هستند...هرروز ادمی... جوانی کشته می شود.. هر روز مردی... یا زنی... گم می شود...هر روز انسانی تاراج می شود.. هر روزمدرسه ای دخترانی مسموم می شوندوباگازشیمیایی به ان ها حمله می کنندتا انتقام بگیرند.......!..وبرخی ازما انگارنه انگار... داریم به راحتی زندگی خودمان را ادامه می دهیم و خم به ابرویمان هم نمی اوریم ؟...این جماعت خاموش و ساکت و سردرگریبان .....!!!انگارکه هیچ اتفاقی دراین کشورنیفتاده است ...هیچ اتفاقی!!!
همه چیز در زمستان یخ میزند...مگر عطر...مگر اشتیاق...مگر خاطرهها...و برخی آرزوها...حتی امید هم در زمستان یخ نمی زند...امیدبه انسان ... امیدبه فرهنگ .... امیدبه تغییر... امیدبه فردا ....امیدبه یک زندگی بهتر....امیدبه یک جامعه ی سالم تر....امیدبه مردمی ارام تر و بافرهنگ تر و مهربانتر....ومدرن تر....پس خوشحال باش و روزت رااغازکن ....جهان منتظر تو نمی ماند... راه بیفت ... به سوی سرنوشتی که خودت می سازی نه دیگران ... به پیش ....
شمال