شعری منتشر نشده از احمد شاملو.تئاتر
شعری از زنده یاد احمد شاملو" ( الف. بامداد ) که در هیچ کدام از مجموعه اشعار چاپ شده ی شاعر در درون و بیرون از ایران نیامده است :
تئاتر ...
برای خانم لرتا
" پرده یک سو می رود ..."
مرد زندانی
( که پشت معجر
دیدارگاه استاده
طفلش را تماشا می کند )
زیر لب گویاست :
" کاش زندانیش می کردند
با من لحظه ای
تا در این زندان ببوسم
چشم هایش را..."
مرد مستحفظ
که می تابد سبیلش را
به خود آرام می گوید :
"بد نمی شد..."
پرده...
تهران / ۱۳۲۹
* اشاره : این شعر در مجله ی "هدیه" ، دوره ی نخست ، شماره ی سوم ، سال ۱۳۲۹ خورشیدی به سردبیری احمد_شاملو و فرهنگ_فروهی ( فرهی ) موجود است . اصل مجله که در قطع جیبی است برای نگهداری در موزه ی شاملو ، به خانم آیدا_سرکیسیان ( شاملو ) سپرده شد .
+ نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری
|
شمال